متن نوحه شب ششم محرم : روز ششم محرم ، مختص قاسم بن الحسن ع است که در ادامه این پست منتخبی از متن نوحه شب ششم محرم و متن اشعار شب ششم محرم را برای شما عزیزان گردآوری کرده ایم؛با روزباتو همراه باشید…

اشعار شهادت حضرت قاسم بن الحسن ع

مرکب سوار کوچک کرب وبلا شدی

زهرا شدی،علی شدی ومصطفی شدی

وقتی عسل ز لعل لبت بوسه ای گرفت

تنها سواره ی حسن مجتبی شدی

از بس عزیز هستی واز بس که محشری

بین قنوت زینب کبری دعا شدی

دل ها شکست و غصّه حرم را فرا گرفت

وقتی که از کنار عمویت جدا شدی

بند رکاب حسرت پای تو را کشید

تا راهی میانه ی دشت بلا شدی

دانه به دانه موی عمویت سفید شد

وقتی زمین فتادی و وقتی که تا شدی

در بین معرکه چقدَر نیزه خوردی و

پرپر شدی خلاصه شدی نخ نما شدی

یک نیزه دار جسم تو را بر زمین زد و

بر زیر نعل کشته ی بی انتها شدی

تشییع پیکرت چقدر دردسر شد و

آخر میان تکّه حصیری تو جا شدی

آن خاطرات کوچه دوباره مرور شد

وقتی به زیر پای عدو جابه جا شدی

متن سینه زنی شب ششم محرم

در سرم باشد هوای عشق تو

 در دلو جانم بلای عشق تو

دل زدم برتار گیسویت گره

دل به موج تیغ دادت این زره

هجله گاه تو لب خندان من

کن تماشا این حنابندان من

گرگ های شام و کوفه صف به صف

می زنند این هلهله آن کف ز کف

زهرو زخم خود به هم آمیختند

سنگ جای نقل بر من ریختند

تا که بر من سنگ باریدن گرفت

خون چکید و فرصت دیدن گرفت

ماه دیدی دور تا دورش هجوم

بر من آوردند از هر سو هجوم

حمله های نیزه داران یک طرف

 پای کوبی سواران یک طرف

روی از خون تابناکم را ببین

زخم های سینه ی چاکم ببین

حیدر در قتلگاه افتاده ام

مادر در زیر پا افتاده ام

مجتبی را نیزه باران دیده ام

آسمان بر زمین غلطیده ام

دیر اگر آیی مرا پر می برند

زنده زنده از تنم سر می برند

ای نوازش های تو تسکین درد

من همین جایم عمو جون برنگرد

ای مرا از کودکی جای پدر

ای نفس هایت نفس های پدر

ای لب لعل تو اهلی من عسل

چون علی اکبر بگیرم در بغل